مطالب خواندنی و زیبا 96 جک داستان پزشکی روانشناسی

 
       

 
 

               

 
 
  آرشيو مطالب

تیر 1396

مرداد 1396

آبان 1396


  موضوعات

سلامتی

پزشکی

روانشناسی

موفقیت

کسب و کار

بازاریابی

فروش

اقتصادی

کسب و کار

مدیریت

برندینگ

برندس سازی

طب سنتی

درمان بیماری

اجتماعی

سرگرمی

طنز

لطیفه

شعر

ادبیات

سفر

گردشگری

جاذبه های گردشگری

فیلم

اهنگ

فناوری

کامپیوتر

موبایل

فروشگاه اینترنتی

مد

کتاب

خدمات

صنعت

مذهبی

سیاسی

تحلیلی


  لینک دوستان

تلفن پاناسونیک

سئو


  نويسندگان
  درباره وبلاگ

بهترین وبلاگ جک و داستان مطالب علمی از دنیای پزشکی روانشناسی ، آهنگ فیلم و موسیقی آموزش کامپیوتر و مدیریت برندینگ
مدیر وبلاگ: مارگارت



  مطالب پیشین

تکنولوژی سانترال های پاناسونیک چیست؟

فراموش نکنید ، خدایا شکر

جک و لطیفه و داستان مذهبی

جک های جدید 1396 باحال
 

آمار بازديد :
» تعداد مطالب : 4
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 7 آبان 1396 
» بازدید کل : 10210
» آخرین بازدید : [ra:stat_last_view_date]

 


  جک و لطیفه و داستان مذهبی
 

1.شخصی نزد آیت الله بروجردی رفت و گفت: یکی از طلبه‌های شما جنسی را از مغازه من دزدیده است.
ایشان در پاسخ فرمود : « آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است. »

۲. عالمي ميگفت: در مسجد گفتم :در روايت داريم که وقتي شهوت مرد تحريک شود دو سوم عقل از کار ميافتد. مردي بلند گفت: خداوند خواسته خيلي احترام به ما بگذاره وگرنه شهوت تحريک شود عقلي نميماند!

جک و لطیفه طنز و باحال و خنده دار مذهبی

۳. از بقراط می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدانها چیه؟
میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی
فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن!!۴. روزى امیرالمؤ منین على علیه السلام به اتفاق عمر و ابوبکر به راهى مى رفت و حضرت على در مابین آن دو قرار گرفته بود چون ابوبکر و عمر هر دو بلند قد و دراز بودند و حضرت علی علیه السلام کوتاهتر بود، عمر از روى شوخى گفت : (( انت فى بیننا کنون لنا )) یعنى تو در میان ما دو نفر مانند نون لنا هستى و این اشاره به کوتاهى قد امام بود.
ولى امام لطیفه عمر را بى جواب نگذاشت و در جوابش فرمود: (( انا ان لم اکن فانتم لا )) یعنى اگر من نباشم شما نیستید چون اگر حرف نون را از میان لنا برداریم مى شود لا که بمعنى نیستى است .

۵. می گویند یکی از هنرپیشه های هالیوود یک وقتی نامه ای نوشت به ” آلبرت اینشتین ” که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !
آقای ” اینشتین ” هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم. واقعا هم که چه غوغایی می شود! ولی این یک روی سکه است. فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

۶. یک روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بودند در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه: ای خدای من!
راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست!!
ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می خواند:
چنان لطف او شامل هرتن است / که هر بنده گوید خدای من است
چنان کار هرکس به هم ساخته / کــــه گویا به غیری نپرداخته

۷. اولین طلاق پس از حادثه ۱۱ سپتامبر مربوط می شه به مردی که
محل کارش طبقه ۱۰۳ برج تجارت جهانی بوده ، ولی در روز حادثه
به جای اینکه سر کارش باشه ، خونه زن دومش خواب بوده !
تلویزیون رو هم ندیده بوده که بدونه چه خبره !
خانمش زنگ می زنه . آقا گوشی رو بر می داره.
خانمش می پرسه : عزیزم حالت خوبه ؟ کجایی ؟
آقا جواب می ده : سر کارم هستم تو دفترم !

۸. قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پولهايش را برداشتي؟» متهم: «يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»




»

نوشته شده توسط مارگارت در یک شنبه 1 مرداد 1396 

نظرات (0) 


 
 

 

 

Powered By rasekhoonblog Copyright © 2009 by /fun123 This Themplate  By Theme-Designer.Com